کد خبر 1818886
تاریخ انتشار: ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۵
نخستین شب محرم در هیئت رایه‌العباس(ع)

در روزگاری که تفاوت‌ها گاه به مرز فاصله می‌رسد، محرم روایت باشکوهی از وحدت مردمانی است که با صدها رسم و آیین متفاوت، یک نام را فریاد می‌زنند؛ حسین(ع).

به گزارش مشرق، محرم ۱۴۰۵ از راه رسیده است. دوباره پرچم‌های سیاه بر سردر خانه‌ها نشسته‌اند، صدای نوحه از کوچه‌ها به گوش می‌رسد و بوی نذری در شهرها پیچیده است. اما اگر از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب ایران سفر کنید، متوجه می‌شوید که عزاداری برای امام حسین(ع) فقط یک مراسم مذهبی نیست؛ بخشی از هویت مردمانی است که قرن‌ها عشق خود را به شیوه‌ای متفاوت به نمایش گذاشته‌اند.

اینجا ایران است در عزای حسین (ع)


در خرم‌آباد، هنوز پیش از طلوع آفتاب عاشورا، مردان و جوانان گرد هم می‌آیند. خاک نرم را با آب و گلاب درمی‌آمیزند و گل می‌سازند. کمی بعد لباس‌ها، دست‌ها و صورت‌ها زیر لایه‌ای از گل پنهان می‌شود. انگار اندوهی که در دل دارند، باید بر تنشان هم بنشیند. صدای نوحه‌های لری در هوا می‌پیچد و مردمی که شاید در روزهای عادی تفاوت‌های بسیاری با هم داشته باشند، در میان گل و اشک شبیه یکدیگر می‌شوند؛ همه عزادار یک مصیبت.چند صد کیلومتر آن‌سوتر، در کوچه‌های قدیمی بوشهر، صدای دمام‌ها شهر را بیدار می‌کند. ریتم کوبنده سنج و دمام به قلب آدم نفوذ می‌کند. حلقه‌های عزاداری شکل می‌گیرد و مردان جنوبی با نظمی مثال‌زدنی گرد نوحه‌خوان می‌چرخند. صدایی که از دل خلیج فارس برمی‌خیزد، روایت دیگری از همان داغ کهنه است؛ داغی که ۱۴ قرن از آن گذشته اما هنوز تازه مانده است.

اینجا ایران است در عزای حسین (ع)



در اردبیل، آب معنای دیگری پیدا می‌کند. طشت‌های مسی در میان هیئت‌ها دست به دست می‌شوند. پیرمردانی که سال‌هاست این آیین را زنده نگه داشته‌اند، با احترام طشت‌ها را به مسجد می‌برند. آب درون طشت‌ها یادآور تشنگی کربلاست؛ یادآور لب‌های خشکی که در کنار فرات تشنه ماندند. اینجا مردم فقط عزاداری نمی‌کنند؛ تاریخ را زندگی می‌کنند.در مازندران، علم‌ها در کوچه‌های سبز و مرطوب می‌گردند. زنانی که بیل در دست گرفته‌اند، آیینی چندصدساله را زنده نگه می‌دارند. در نگاه اول شاید برای مسافران عجیب باشد، اما پشت هر حرکت داستانی نهفته است؛ داستان زنانی که پس از واقعه عاشورا برای دفن شهدا به میدان آمدند و حالا قرن‌ها بعد، یادشان هنوز زنده است.در یزد، ظهر عاشورا هوا رنگ دیگری دارد. هزاران دست زیر نخل‌های عظیم قرار می‌گیرد. نخل آرام آرام از زمین جدا می‌شود و بر شانه مردم می‌نشیند. سکوتی عجیب میان جمعیت موج می‌زند. بسیاری اشک می‌ریزند، برخی زیر لب دعا می‌خوانند و عده‌ای تنها نگاه می‌کنند. نخل حرکت می‌کند و با خود قرن‌ها تاریخ، ارادت و دلدادگی را جابه‌جا می‌کند.

اینجا ایران است در عزای حسین (ع)


در تبریز، نوای «شاه حسین، وای حسین» در خیابان‌ها می‌پیچد. زنجیره‌های انسانی شکل می‌گیرد و مردم با حرکاتی هماهنگ، نام امام حسین(ع) را تکرار می‌کنند. در زنجان، جمعیت آنقدر گسترده است که خیابان‌ها گنجایش عزاداران را ندارند. در مشهد، پرچم سیاه بر فراز گنبد طلایی حرم امام رضا(ع) می‌نشیند و دل میلیون‌ها زائر را روانه حرم می‌کند.اما شاید زیباترین بخش ماجرا این باشد که هیچ‌کدام از این آیین‌ها شبیه یکدیگر نیستند. لرها گل بر سر می‌ریزند، بوشهری‌ها دمام می‌زنند، اردبیلی‌ها طشت می‌گذارند، یزدی‌ها نخل برمی‌دارند و تبریزی‌ها شاخسی می‌خوانند؛ اما همه یک مقصد دارند. همه به یک واقعه می‌رسند و همه از یک مظلومیت سخن می‌گویند.محرم در ایران فقط مجموعه‌ای از آیین‌های مذهبی نیست؛ نمایشگاهی بزرگ از فرهنگ، هویت و تاریخ مردمانی است که هر کدام با لهجه، زبان و رسم خود به میدان آمده‌اند تا بگویند هنوز پس از قرن‌ها، نام حسین(ع) می‌تواند میلیون‌ها نفر را کنار هم جمع کند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس